تبليغاتX
قرارمون ساعت عشق
مقصد عاشقان و عارفان حقیقی نه رسیدن به بهشت است نه رهایی از دوزخ بلکه آنها تنها شیفته ودلباخته اویند


قرارمون ساعت عشق









                  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387 ساعت 12:7  توسط سیده حمیده  | 


 

در حدیثی آمده است: بدانید هر کس در عصر غیبت ، آزار و تکذیب دشمنان را تحمل کند ، مانند کسی است که در کنار رسول خدا(ص) با شمشیر جنگ نموده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387 ساعت 11:50  توسط سیده حمیده  | 


 

اگر نداری طلب کن و اگر داری طرب کن

اگر آیی در باز است و اگر نیایی خدا بی نیاز است

 

خواجه عبدالله

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387 ساعت 12:47  توسط سیده حمیده  | 


يكى از فرزندان امام حسين‏ (ع) كه شير خوار بود و از تشنگى، روز عاشورا بى تاب‏ شده بود. امام، خطاب به دشمن فرمود: از ياران و فرزندانم، كسى جز اين كودك نمانده ‏است. نمی ببينيد كه چگونه از تشنگى بى تاب است؟ در"نفس المهموم" آمده است كه‏ فرمود: " ان لم ترحمونى فارحموا هذا الطفل‏"در حال گفتگو بود كه تيرى از كمان حرمله ‏آمد و گوش تا گوش حلقوم على اصغر (ع) را دريد. امام حسين‏(ع‏) خون گلوى او را گرفت و به آسمان پاشيد.(1)

                                            

در كتابهاى مقتل، هم از"على اصغر"(ع) ياد شده،هم از طفل رضيع (كودك‏ شيرخوار)و در اينكه دو كودك بوده يا هر دو يكى است، اختلاف است.

در زيارت ناحيه مقدسه، درباره اين كودك شهيد، آمده است: "السلام على عبد الله بن ‏الحسين، الطفل الرضيع، المرمى الصريع، المشحط دما، المصعد دمه فى السماء، المذبوح‏ بالسهم فى حجر ابيه، لعن الله راميه حرملة بن كاهل الاسدى‏".(2) و در يكى از زيارتنامه‏ هاى ‏عاشورا آمده است:" و على ولدك على الاصغر الذى فجعت به" ز اين كودك،با عنوانهاى‏ شيرخواره، شش ماهه، باب الحوايج، طفل رضيع و...ياد می ‏شود و قنداقه و گهواره از مفاهيمى است كه در ارتباط با او آورده می ‏شود.

    طفل شش ماهه تبسم نكند پس چه كند   

                                                             آنكه بر مرگ زند خنده، على اصغر توست

"على اصغر، يعنى درخشانترين چهره كربلا، بزرگترين سند مظلوميت و معتبرترين ‏زاويه شهادت... . چشم تاريخ، هيچ وزنه ‏اى را در تاريخ شهادت، به چنين سنگينى نديده‏ است."(3) على اصغر را باب الحوائج می ‏دانند،گر چه طفل رضيع و كودك كوچك است، امّا مقامش نزد خدا والاست. (4)

در گلخانه شهادت را می گشايد كليد كوچك ما

 

______________________________

1-معالى السبطين،ج 1،ص 423.

2-بحار الانوار،ج 45،ص 66.

3-اولين دانشگاه و آخرين پيامبر،شهيد پاك نژاد،ج 2،ص 42.

4ـفرهنگ عاشورا،جواد محدّثی.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387 ساعت 12:8  توسط سیده حمیده  | 


امام حسين مي فرمود: دانش نطفه بارور معرفت است. تجربه هاي طولاني، فزوني عقل است، شرافت همان پارسايي است. قانع بودن، آسايش تن است، هر که تو را دوست دارد، از پليدي بازت مي دارد، هر که تو را دشمن دارد، بر نابکاري واردت مي سازد.

امام حسين مي فرمايد: هر کس اين پنج چيز را نداشته باشد، از زندگي خود چندان بهره اي نمي برد: عقل، دين، ادب، شرم و خوش خلقي.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387 ساعت 21:16  توسط سیده حمیده  | 


 

...وشفق گریبان توست که هر صبح خورشید از آن بر می خیزد.

وغروب دریا جلوه ای است، از گودال قتلگاهت که سفینه های نجات در

ساحل آن پهلو می گیرند. لاله های پرپر بوی پیراهنت را دارند و گلهای

سرخ عطر تربتت را.

از آن شب که زیبا ترین ارواح پریشان در لیلة القدر تاریخ بر آستا نت

فرد آمدند و پروانه وار در حریم شمع وجودت سماع خون نمودند، اهوان

حیا به وسعت سوخته سرزمین چشمانت پناه آورده اند.

دیگر دلی نیست که یکدم بی یاد تو آرام گیرد. ودر بهار لاله ای بر نمی آید

که داغدار گلعزارت نباشدوشقایقی نمی جوشد که شوق شهادتت را نداشته

باشد .از آن وقتی که سر بر نیزۀ غریبی ساییدی بنفشه ای نیست که سر از

زانوی غمت بر دارد.

شبی نرود که پریشان شام غریبانت نباشد وروزی نیاید که بی روضۀ عشق

بگذرد. هنوز، دامن هستی از پیراهن شعله ور دختر بی پناهت می سوزد . و

چادر شب از التهاب لاله داغدارت می گدازد . و همیشه در گرگ و میش هوا

گرگهای گرسنه ای می بینم که خورشید پیکرت را پاره پاره می کنندولی از

هر پاره ات آنقدر ستاره می روید که آسمان را دیگر جایی نباشد.

ای عشق!

دریا، تشنۀ شیرینی لب عطشان توست . و صحرا، سوختۀ سینه سینایت. در

قحط سالی حماسه و فریاد هزار هزار سینه سرخ در کوچه باغ حنجره سبزت

بهار را فریاد می زنند . و سالهاست به عشق تو در آسمان دلم کبوتری پر

می زند که بالهایش خستگی را نمی دانند.

ای حسین!

تو آن«کشتی نجاتی» که گرفتاران گرداب بیمناک رذالت جز تو امیدی ندارند.

یا ابا عبدالله ! یا روح الله فی ظلمات الارض!

آنروز که زمین به نور وجه تو روشن می گردد و آنروز که دریای بیکران

رحمت الوهیت بجوش می آید ، باران لطف تو آخرین برگ گناه توبه کاران را

می شوید. شگفتا!

که جرم قاتل تو هرگز بخشوده نخواهد شد. که خدایت فرمود:

ای موسی من از همه می گذرم مگر قاتل «حسین» را

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387 ساعت 21:8  توسط سیده حمیده  | 


امام حسين (ع) در سوم شعبان سال چهارم هجري در مدينه به دنيا آمد.رسول خدا (ع) نام اين فرزند زهرا (س) را حسين نهاد وي مورد علاقه شديد پيامبر خدا(ص) بود و آن حضرت دربارة او فرمود: «حسين مني و انا من حسين....» و در آغوش پيامبر بزرگ شد. هنگام رحلت رسول خدا، شش ساله بود در دوران پدرش علي بن ابي طالب (ع) نيز از موقعيت والايي برخوردار بود، علم، بخشش، بزرگواري، فصاحت، شجاعت، تواضع، دستگيري از بينوايان، عفو و حلم و .... از صفات برجسته اين حجت الهي بود. در دوران خلافت پدرش در كنار آن حضرت بود و در سه جنگ «جمل»، «صفين» و «نهروان» شركت داشت.پس از شهادت پدرش كه امامت به حسن بن علي (ع) رسيد همچون سربازي مطيع رهبر و مولاي خويش و همراه برادر بود پس از انعقاد پيمان صلح (صلح امام حسن (ع) با معاويه حاكم شام) با برادرش و بقيه اهل بيت (ع) از كوفه به مدينه آمدند. با شهادت امام مجتبي (ع) در سال 49 يا 50 هجري (كه به دست همسرش جعده، دختر اشعث بن قيس الكندي مسموم شد و پس از چهل روز به شهادت رسيد. معاويه با توطئه به ازدواج درآوردن يزيد با جعده اين كار را تدارك ديد). بار امامت به دوش سيدالشهدا قرار گرفت. در آن دوران ده ساله كه معاويه بر حكومت مسلط بود، امام حسين (ع) همواره يكي از معترضين سرسخت نسبت به سياستهاي معاويه و دستگيريها و قتلهاي او بود و نامه هاي متعددي در انتقاد از رويه معاويه در كشتن حجربن عدي و يارانش و عمروبن حمق خزاعي كه از وفاداران به علي (ع) بودند و اعمال ناپسند ديگر او نوشت. در عين حال حسين بن علي (ع) يكي از محورهاي وحدت شيعه و از چهره هاي برجسته و شاخصي بود كه مورد توجه قرار داشت و همواره سلطه اموي (حكومتي كه از سال 41 هجري با معاويه اولين خليفه اموي شروع مي شود و تا سال 132 هجري ادامه مي يابد) از نفوذ شخصيت او بيم داشت با مرگ معاويه در سال 60 هجري يزيد به والي مدينه نوشت كه از امام حسين (ع) به نفع او بيعت بگيرد اما سيدالشهداء كه فساد يزيد و بي لياقتي او را مي دانست، از بيعت امتناع كرد و براي نجات اسلام از بليه سلطه يزيد كه به زوال و محو دين مي انجاميد، راه مبارزه را پيش گرفت از مدينه به مكه هجرت كرد و در پي نامه نگاريهاي كوفيان و شيعيان عراق با آن حضرت و دعوت براي آمدن به كوفه آن امام ابتدا مسلم بن عقيل را فرستاد و نامه هايي براي شيعيان كوفه و بصره نوشت و با دريافت پاسخ كوفيان در بيعتشان با مسلم بن عقيل در روز هشتم ذيحجه سال 60 هجري از مكه به سوي عراق حركت كرد.

پيمان شكني كوفيان و شهادت مسلم بن عقيل، اوضاع عراق را نامطلوب ساخت و سيدالشهدا كه همراه خانواده، فرزندان و ياران به سوي كوفه مي رفت، پيش از رسيدن به كوفه در سرزمين «كربلا» در محاصره سپاه كوفه قرار گرفت. تسليم نيروهاي يزيد نشد و سرانجام در روز عاشورا در آن سرزمين، مظلومانه و تشنه كام، همراه اصحابش به شهادت رسيد. از آن پس كربلا كانون الهام و عاشورا سرچشمه قيام و آزادگي شد و كشته شدن وي سبب زنده شدن اسلام و بيدار شدن وجدانهاي خفته گرديد.(1)

خون او تفسيراين اسرار كرد         ملت خوابيده را بيدار كرد(2)

ـ اصحاب شهادت طلب و با وفاي سيدالشهداء‌(ع) نمونه بارز آگاهي، ايمان، شجاعت و فداكاري بودند .... آنان كه در ركاب سيدالشهداء به فيض شهادت رسيدند جمعي از بني هاشم بودند. جمعي از مدينه با آن حضرت آمده بودند، ‌برخي در مكه در طول راه به وي پيوستند. برخي هم از كوفه توانستند به جمع آن حماسه سازان شهيد بپيوندند. كساني هم در راه نهضت حسيني، پيش از عاشورا شهيد شدند،‌كه آنان نيز جزء اصحاب او به شمار مي آيند. (چون مسلم بن عقيل و قيس بن مسهر صيداوي و ...) (3)

ـ مدت قيام امام حسين (ع) از روز امتناع از بيعت با يزيد تا روز عاشورا 175 روز طول كشيد (12 روز در مدينه، 4 ماه 10 روز در مكه، 23 روز در بين راه مكه تا كربلا و 8 روز در كربلا از 2 تا 10 محرم) (4)

1-(فرهنگ عاشورا/ جواد محدثي/ ص 147. 148)

2-علامه اقبال لاهوري

3- (پيام آور عاشورا/ مهاجراني/ ص 11)

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387 ساعت 20:56  توسط سیده حمیده  | 


        از مقتل خوارزمي و جامع الاخبار روايت شده است كه مردي اعرابي به خدمت امام حسين عليه السلام آمد و گفت يابن رسول الله ضامن شده‌ام اداي ديت كامله را و اداي آن را قادر نيستم لاجرم با خود گفتم كه بايد سوال كرد از كريم‌ترين مرد و كسي كريمتر از اهل بيت رسالت صلوات الله عليهم اجمعين گمان ندارم. حضرت فرمود: يا اخا العرب من سه مسئله از تو مي‌پرسم اگر يكي را جواب گفتي ثلث آن مال را به تو عطا مي‌كنم و اگر دو سوال را جواب دادي دو ثلث مال خواهي گرفت و اگر هر سه را جواب گفتي تمام آن مال را عطا خواهم كرد، اعرابي گفت يابن رسول الله چگونه روا باشد كه مثل تو كسي كه از اهل علم و شرفي از اين فدوي كه يك عرب بدوي بيش نيستم سوال كند؟ حضرت فرمود كه از جدم رسول خدا صلي الله عليه و‌ آله شنيدم كه فرمود: اَلمَعرُوف بِقَدرِ الْمَعرِفَه باب معروف و موهبت به اندازة معرفت بروي مردم گشاده بايد داشت، اعرابي عرض كرد هر چه خواهي سوال كن اگر دانم جواب مي‌گويم و اگرنه از حضرت شما فرا مي‌گيرم ولا قُوّه اِلاّ بِالله.

حضرت فرمود كه افضل اعمال چيست؟ گفت: ايمان به خداوند تعالي. فرمود چه چيز مردم را از مهالك نجات مي‌دهد؟ عرض كرد توكل و اعتماد بر حق تعالي. فرمود زينت آدمي در چه چيز است؟ اعرابي گفت: علمي كه به آن عمل باشد. فرمود كه اگر بدين شرف دست نيابد؟ عرض كرد مالي كه با مروت و جوانمردي باشد. فرمود كه اگر اين را نداشته باشد؟ گفت فقر و پريشاني كه با آن صبر و شكيبائي باشد. فرمود اگر اينرا نيز نداشته باشد؟ اعرابي گفت كه صاعقه‌اي از آسمان فرود بيايد و او را بسوزاند كه او اهليت غير اين ندارد.

پس حضرت خنديد و كيسه‌اي كه هزار دينار زر سرخ داشت نزد او افكند و انگشتري عطا كرد او را كه نگين آن دويست درهم قيمت داشت و فرمود كه به اين زرها ذمة خود را بري كن و اين خاتم را در نفقة خود صرف كن.

اعرابي آن زرها را برداشت و اين آيه مباركه را تلاوت كرد:

اَللهُ اَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَه.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387 ساعت 20:30  توسط سیده حمیده  | 


امام حسين(ع):
ادب آن است که وقتي از منزلت خارج شدي،
هرکس را که ديدي او را از خود بهتر بداني.

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387 ساعت 20:6  توسط سیده حمیده  | 


 

حسين جان پيش رخ تو ماه هويدا نشود.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387 ساعت 22:17  توسط سیده حمیده  | 


السلام علی الیوم الطلوع

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387 ساعت 11:9  توسط سیده حمیده  | 



irLearn.com