کلام نور
«گروهی خدا را به امید بخشش پرستیدند، این پرستش
بازرگانان است.
وگروهی اورا از روی ترس عبادت کردند،واین عبادت
بردگان است.
وگروهی خدارا برای سپاس پرستیدند ، واین پرستش
آزادگان است.»
امام علی (ع)
ســـــــــلوک وعبادت در نــــــــــــگاه حضرت عـــــــــــــــلی (ع)
عبادت آزادگان
ان قوماً عبد واالله رغبة قتلک عبادة التجار ،و ان قوما عبد واالله دهبه عبادة العید ، وان قوما
عبدواالله شکرا قتلک عبادة الاحرار.«همانا گروهی خدا را به انگیزه پاداش می پرستند، این
عبادت تجارت پیشگان است ، وگروهی اورا از ترس می پرستند ، این عبادت ، عبادت برده
صفتان است ، و گروهی او را برای اینکه سپاسگزاری کرده باشند می پرستند ، این عبادت
آزادگان است.
لولم یتو عدالله علی مصیته لکان یجب ان لا یعصی شکرا لنمته:
فرضا خداوند کیفری برای نافرمانی معین نکرده بود،سپاسگزاری ایجاب می کردکه فرمانش
تمرد نشود . از کلمات آن حضرت است :
الهی ما عبدتک خوفا من نارک ولا طمعاً فی جنتک بل وجدتک اهلاً للعبادة فعبدک.
خدایا!من ترا به خاطر بیم از کیفر ویا به طمع در بهشت پرستش نکرده ام، من ترا بدان جهت
پرستش کرده ام که شایسته پرستش یافتم.ریشه همه آثارمعنوی اخلاقی واجتماعی که درعبادت
است در یک چیزاست: یاد حق وغیر او را از یاد بردن . قرآن کریم در یک جابه اثر تربیتی و
جنبه تقویتی روحی عبادت اشاره می کندومی گوید:«نمازاز کار بد وزشت باز می دارد » ودر
جای دیگرمیگوید:«نمازرابرای اینکه به یاد من باشی به پادار» اشاره اینکه انسان نمازمی خواند
ودر یاد خداست همواره در یاد دارد که ذات دانا وبینائی مرراقب او است و فراموش نمی کند که
خودش بنده است.
ذکر خدا ویاد خدا که هدف عبادت است،دل را جلا می دهد و صفا می بخشد وآنرا آماده تجلیات
الهی قرارمی دهد ، علی (ع) درباره یاد حق که روح عبادت است چنین می فرماید:
ان الله تعالی جمل الذکر جلاء للقلوب ، تسمع به بعد الوقرة وتبصره به بعد العشوة تنقاد به المعائدة
وما برح لله عزت آلانه فی البرهة وفی زمان الفترات رجال ناجاهم فی فکرهم وکامهم فی ذات
عقولهم .
خــــداونــــــد یاد خود را صیقل دلها قرار داده است ، دلها بدین وسیله از پس کری ، شنوا واز پس
نابینائی ، بینا واز پس سرکشی وعناد ، رم می گردند؛ همواره چنین بوده و هست که خـــــــداونـد
متعال در هر برهه ئی از زمان ودر زمانهایی که پــــــیامــــبری در میان مردم نبوده است بندگانی
داشته ودارد که در سر ضمیر آنها با آنها راز می گوید واز راه عقلهایشان با آنها تکلم می کند.
در این کلمات خاصیت عجیب وتاثیر شگرف یاد حــــــق در دلها بیان شده است تا جائی که دل قابل
الهام گیری و مکامله با خــــــــــدا می گردد.
شب مردان خدا
از دیدگاه نهج البلاغه ، دنیای دیگری است ، دنیای عبادت دنیای دیگری است ، دنیای عبادت آکنده
از لذات است ،لذتی که با لذت دنیای سه بعدی مادی قابل مقایسه نیست .دنیای عبادی پر از جوشش
و جنبش وسیرو سفر است اما سیر و سفری که «به مصروعراق وشام» ویا هر شهر دیگر زمینی
منتهی نمی شود«کاروا نام نیست» دنیای عبادت شب وروزندارد، زیراهمه روشنایی است ، تیرگی
واندوه وکدورت ندارد ، یکسره صفا و خلوص است از نظر نهج البلاغه چه خوشبخت و سعادتمند
است کسی که به این دنیا پا گذارد ونسیم جانبخش این دنیا اورا نوازش دهد، آن کس که به این دنیا
گام نهد دیگر اهمیت نمی دهد که در دنیای ماده وجسم بر دیبا سر نهد یهبر خشت:
طوبی لنفس الی ربها فرضها وعرکت بجنبها بؤسها وهجرت فی اللیل غمضها حتی اذا غلب الکری
علیها اترشت ارضهاوتوسدت کفها فی معشر اسهر عیونهم خوف معادهم وتجانت عن مضاجعهم
جنوبهم ، وهمهمت بذکر ربهم شفاههم وتقشعت بطول استغفارهم ذنوبهم ،اولئک حزب الله الا ان حزب
الله هم المفلحون.
«چه خوشبخت و سادتنمد است آنکه فرائض پروردگار خویش را انجام می دهد ، الله ، یارو حمد و
قل هوالله ، کار اوست ،رنجها و ناراحتیها را ، مانند سنگ اسیا دانه ،در زیر پهلوی خود خورد
می کنند، شب هنگام از خواب دوری می گزینند وشب زنده داری می نمایند ، ،آنگاه که سپاه خواب
حمله می آورد زمین را فرش ودست خود را بالش قرلر می دهند ، در گروهی است که نگرانی روز
بازگشت ، خواب از چشمانش ربوده ، پهلوهایشان از خوابگاهاشان جای خالی می کنند ،لبهایشان به
ذکر پروردگارشان آهسته حرکت می کنند، ابر مظلم گناهایشان براثراستغفارهای مداوم شان پس
می رود آنانند حزب خدا ، همانا آنانند رستگاران !...»
شب مردان خدا روز جهان افروز است روشنان را به حقیقت شب ظلمانی نیست
+
نوشته شده در شنبه چهارم آذر 1385 ساعت 8:51 توسط سیده حمیده
|